تبليغاتX
.:: گپ و گفت هواداران اشکان صادقی::.
دوستان عزیز!لطفا اگه چیزی به ذهنتون رسید آپ کنید وبلاگ داره خاک می خوره!

سال تحصیلی جدید هم تبریک وتسلیت

+ نوشته شده توسط مریلا در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 22:41 |
ســــــــــــــلام!

خوبیـــــــــــد؟خوش می گذره؟

اومدم اون عسیس دلم رو معرفی کنم!!!

خانو ها!آقایون!

این شما و این هم.... جـــــــو جـــونـــــــــاس ! (ژوزف آدام «جو» جوناس (به انگلیسی: ‎Joseph Adam "Joe" Jonas ‏)

متولد ۱۹۸۹

تازگی رفته تو بیست سالگی

۳تا برادر داره نیک و کوین و فرانکی که با نیک و کوین jonas brothers رو تشکیل دادن(فعلش رو درست گفتم؟!)

۴ تا آلبوم دارن تو چند تا فیلم هم بازی کردن(چقد دقیق توضیح می دم!!!)

کامپیوترم امروز خل شده عکسا رو باز نمی کنه امیدوارم این عکسه خوب باشه

عکسه برا من باز نمی شه ولی تا جایی که یادم میاد جو وسطیه نیک راست کوین هم طرف چپ وایساده

کوین بزرگتره بعد جو نیک هم کوچیکست

اونیکی داداششونم خیلی کوچیکه(فکر کنم ۹ سالش بود)

بچه ها اجازه می دید عنوان وبو عوض کنم؟آدرس وبمون که اشکان صادقی توشه بذارید عنوان یه چیز دیگه باشه چون می خوام برم چند تا وبلاگ بگم لینک کنن وبمونو بعد با این اسم .... نمی شه دیگه

همین

نماز روزه هاتونم قبول

بای

+ نوشته شده توسط مریلا در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 22:10 |
سلام

دیشب کلی با ذوق و شوق نشستم کلی تایپیدم که خیر سرم آپ کنم

که اینترنت قطع شد و دیگه هم وصل نشد

کلی احساس به خرج داده بودم

اشکال نداره بازم می گم ولی...

نظرتون در مورد این خوشگله چیه؟

خیلی نازههههههههههههههه

اگه گفتید کیه؟همینجوری ازش نگذرید برید تحقیق کنیدبه جامع ترین تحقیقا جایزه می دم

واسه سال تحصیلیم براتون تمرین می شه!!!

بذارید همه ی عکسا بالا بیان نبینید نیمه عمرتون بر فناست

امید وارم همشون بازبشن

اگه نکشفیدید کیه تو آپ بعدی می گم

یه چیز دیگه هم می خواستم بگم که یادم رفت!!!بس که این خوشگله نیگاش که می کنم همه چیز یادم میره

آهان یادم اومد

دوستان کتابخون لطف کنن اسم کتابایی که دوست داشتن رو بگن من برم بخونم

چون خودم چندتا کتاب گرفتم فقط یکی دوتاش خوب در اومد

هر جور کتابی می دونید بگید

رمان- تخیلی- عاشقانه- کودکانه- شعر ....

همین

بای

+ نوشته شده توسط مریلا در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 12:34 |
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام!

خوبید؟چیکارا می کنید؟خوش مـــــــــــــــــــــی گذره؟

چقد تابســــــتون داره زود می گذره تا چشم رو هم بذاری وسط تابستونه

ربــــــــــــــودانشــــی که گذاشتم گوشـــته ی وب رو می بینید؟باز می شه؟

خیلی باحـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاله

هتل آسمان...چی بگم.موضوعه خاصی که نداره ولی من خیلی دوسش دارم

دوستان خواهشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا آپ کنید

بــــــــــــــــــــــــــای تا هــــــــــــــــــــــــای

 

+ نوشته شده توسط مریلا در یکشنبه چهارم مرداد 1388 و ساعت 10:49 |
سلام!
بچه ها اگه جایی قالب قشنگ دیدید قالب اینو عوض کنید خسته شدم ازون یه دست مشکی اینم زیاد دوست ندارم

راستی فیلمارو می دیدم فهمیدم این یکی رو ندیده بودم

من از هراتفاقی که افتاده عکس گرفتم اینم عطیه از دوره

و...

آدم جیگرش کباب می شه این عکسو(پایینی) که می بینه

کی می تونه بگه اون ساختمون خوشگل پشت رودخونه  چیه؟!

فعلا بای

+ نوشته شده توسط مریلا در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 9:20 |
خوبید؟

دلم واستون یه ذره شده بود این چند روزی که نبودم.چه خبرا؟

یه چندتا عکس داشتم می خواستم بذارم ولی متاسفانه گوشیم به کامپیوتر وصل نمی شه که عکسا رو بریزم توش

 
ترم تابستانه اشکان صادقی در آموزشگاه آزاد سینمایی ایران در زمینه گویندگی رادیو و دوبله
شماره تلفن ثبت نام کلاسها 88102785و88719228
خیابان ولیعصر .سید جمال الدین اسد آبادی تقاطع فتحی شقاقی پلاک 32

 

خب....من که شانس ندارم...شما ها بلکه بتونید برید

من احتمالا همون شعبه سیدخندان رو می رم

فعلا بای

+ نوشته شده توسط مریلا در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 7:40 |
اینم از عنوان

خوبه ؟

راستی نظرتون چیه به آقای صادقی بگیم این وبو لینک کنه؟! خب طرفداراشیم دیگه!!حق داریم تو پیوندای وبلاگش باشیم

عکسای با کیفیتم ته کشید . همونایی که تو آپ قبلی گذاشتم آخریاش بود در نتیجه برای خالی نبودن این آپ یه عکس نسبتا قدیمی می ذارم

فعلا بای

+ نوشته شده توسط مریلا در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 11:2 |
آخی

 

خیلی دلم برا شتر حرف بزن تنگ شده بود


سلام!

اینم عکس خندون که فکر نکنید ایشون همیشه عصبانین!

راستی این آقایی که کنارشون نشستن رو می شناسید؟

من اونروز که دیدمشون گفتم چقدر آشنان...

واقعا که من چقد باهوشم

اسمشون ابوالفضل آفاخانی ه

اگه شناختید...! البته من جاهای دیگه رو نمی دونم ولی تو عصر به خیر بچه ها زیاد دیدمشون

راستی اگه کسی می تونه یا مایله تو این وبلاگ شریک باشه و مطلب بنویسه یا جواب دوستان رو بده من خوشحال میشم که با هم همکاری کنیم.

متاسفانه شما امروز بگید من ۴ -۵ روز دیگه می تونم جوابتونو بدم چون وقتم کمه برا نت

فعلا بای


راستی

عطیه جان اگه تو همونی باشی که من فکر می کنم من یه صندلی اونورترت دقیقا نشسته بودم

همونی نیستی که یه گوشی گذاشته بودی رو صندلی خالی خودتم داشتی فیلم می گرفتی؟

راستی معصومه جون من این آموزشگاه آزاد سینمایی ایران سیدخندان رفتم اسم مدرساشو پرسیدم آقای صادقی توشون نبود . فکر کنم ایشون تو شعبه ولیعصر باشن

در هر صورت ممکنه تو بری؟ من اگه برم مجبورم همین سیدخندان رو برم. بهمون نزدیک تره

زهرا جان خواهش می کنم(از عکسا)

این عکس بزرگه رو سیو کنید بقیشم دیده میشه

+ نوشته شده توسط مریلا در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 12:21 |
خوبه زهرا جون؟

 

و...

اگه تونستید تو عکس پایین آقای صادقی رو پیدا کنید؟

آفرین!همون که پشت میز نشسته.منم همونجا ازشون امضا گرفتم

امیدوارم که عکسا باز بشن.راستی معصومه جون کلاسا رو می ری؟تابستون دیگه کلاس ندارن؟

اینم مکث۹۵ در نمایشگاه کتاب

فعلا بای

 

 


نمی دونم چرا نمی تونم تو نظرا چیزی بنویسم

چشم زهرا جون-به زودی
مرسی عطیه جووووووووون
معصومه من عین بچه های مظلوم یه گوشه نشسته بودم-مانتو شلوار و کیف مدسه داشتم
هیشکییییییییی منو ندیده[تعجب]
اونجا که وایساده بودی بهت جایزه دادن من دقیقا روبه روت اون طرف نشسته بودم

پریما ممنون که لطف می کنی نظر میدی

+ نوشته شده توسط مریلا در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 11:18 |

به نظرتون عکس ها و امضایی که از آقای صادقی گرفتمو بذارم؟

امروز خییییییلییییییی خوش گذشت جای همتون خالی بود

بیشتر از یه ساعت برنامه زنده رو از نزدیک دیدم و فیلم گرفتم


نظر بدید لطفااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده توسط مریلا در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:51 |
سلام

اصلا اینو می بندم

فقط نمی خواستم دوباره دست کسی بیفته که هیچ آپی نکنه.منظورم اون موقعیه که آقای صادقی اینو بستن و یه نفر دیگه با یه قالب صورتی ساده اینجا رو بدون هیچ پستی گذاشته بود

 


راستی یه بار گفتم بازم می گم .اگه کسی مایله می تونم رمز رو بهش بدم
+ نوشته شده توسط مریلا در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:32 |
سلام سلام!
+ نوشته شده توسط مریلا در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 20:51 |